X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مطالبی درباره اخلاق مهندسی

در این صفحه سعی می شود اطلاعاتی راجع به این شاخه علمی به تدریج ارائه شود.

حل مسائل اخلاق مهندسی(1): روش هریس

جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1391 11:28 ق.ظ نویسنده: علی دیزانی نظرات: 0 نظر چاپ
عنوان «مسأله» به خودی خود بیانگر آن است که سؤالی هست که برای رسیدن به جواب آن باید تأمل کرد. یا به عبارت دیگر نیازمند استدلالی تأمل برانگیز است.

در مسائل اخلاق کاربردی، به طور عمومی عوامل گوناگون ازجمله ابهامات در ارزشها و یا پیچیدگی در حقایق موجود در مسأله، تصمیم گیری در حوزه عمل را سخت می کند.

طبق تقسیم بندی مارتین،تصمیم گیری اخلاقی، نیز گاهی عادی و گاهی به دوراهی اخلاقی ختم می شود.(هریس،مسایل اخلاقی را از نظر سختی حل آن به سه قسمت «گزینش آسان»،«راههای خلاقانه بینابینی»،«گزینش دشوار» تقسیم می کند)

برای حل مسأله در حوزه اخلاق مهندسی، روش های مختلفی ارائه شده است.

مهمترین روش ها، روش هریس و روش مارتین می باشد.


روش آقای هریس- که معرفی او در نوشته معرفی نویسندگان اخلاق مهندسی در پست های قبل آمده- در کتاب ترجمه شده «اخلاق مهندسی»(Practicing engineering Ethics) او مطرح شده است.


------------------   روش حل مسأله هریس   -----------------


1-اجزاء مسائل اخلاقی

مسائل اخلاقی به سه جزء تقسیم می شوند: امور واقع، امور مربوط به معانی الفاظ ، امور اخلاقی


1-1-امور واقع:

به معنای حقایق مسأله که راجع به مسائل فنی یا اقتصادی و یا هر عامل دیگر به جز ابعاد اخلاقی آن است. آقای هریس می گوید:

«گاهی آنچه مسأله اخلاقی می نماید نوعی عدم توافق در مورد امور واقع است. در بسیاری موارد،این نوع عدم توافق ها را امور واقع می نامیم.امر واقع چیزی است که به مسأله اخلاقی موجود مربوط می شود و جای بحث دارد یا حداقل حل و فصل نشده است.بسیاری از عدم توافق های اخلاقی در حقیقت عدم توافق بر سر امور واقع هستند.

حل و فصل بسیاری از عدم توافق ها در مورد امور واقع مشکل و حتی ناممکن است. پرسش این است که در صورت تردید در مورد امور واقع،چه تصمیمی ضروری است.

مثال:

دو نفر در مورد این که فلان محصول ایمنی ندارد و باید دوباره طراحی شود توافق ندارند.اولی معتقد است که این محصول موجب بروز سوانح خاصی خواهد شد. دومی قبول دارد که اگر محصولی سبب سوانح مورد بحث شد باید به طراحی مجدد پرداخت، اما قبول ندارد که این محصول مورد نظر این گونه است. در اینجا ظاهرا عدم توافق اخلاقی وجود دارد، اما در حقیقت این نوعی عدم توافق بر سر امور واقع است.


2-1-امور مفهومی:

گاهی ریشه بحث های اخلاقی را می توان در عدم توافق بر سر معنای الفاظ جست.این ها را امور مفهومی می نامیم، زیرا به معنای مفاهیم مربوط می شوند.مفاهیمی چون «اطلاعات محرمانه»، «رشوه»،«اطلاعات اختصاصی»،«ایمن»،«پاکیزه »و غیره را می توان به طرق متفاوتی تعبیر کرد.این تعابیر متفاوت ممکن است به دیدگاه های بسیار متفاوتی در مورد بایدها و نبایدها در موقعیت های مفروض بینجامد.

افراد ممکن است بر اساس ملاحظاتی از این قبیل که چه معنایی مقبولیت عام دارد، چه معنایی واضحتر و یا ساده تر به کار می رود و چه معنایی بهتر ایده های مورد نظر را در خود می گنجاند، درباره ی معنای یک مفهوم جر و بحث کنند. نکته مهمی که باید دانست این است که امور مربوط به معانی را نمی توان صرفا با ملاحظه واقعیات روشن کرد.

مثال:

خانم و آقایی با هم بحث می کنند که آیا باید نزد سرپرست خود بروند و گزارش بدهند که ماده شیمیایی منتشره در فرآیند جدید برای سلامتی زیان دارد یا نه.مستند آنها مقاله ای است که طبق آن ماده ی مورد نظر تا شعاع ده کیلومتری از مرکز نشر ماده درجو موجب اختلال های جزیی تنفسی در ده درصد جمعیت می شود. آقای پژوهشگر معتقد است که این امر برای سلامتی انسان ها ضرر دارد، اما خانم پژوهشگر می گوید که چنین نیست. در این حالت، عدم توافق بر سر امور واقع نیست،بلکه بر سر تعریف «مضر برای سلامتی» است.اگر هر دو توافق کنند که منظورشان از «مضر برای سلامتی» چیست، در این که آیا باید در مورد ماده ی جدید به سرپرست مراجعه کنند یا نه،نیز به توافق می رسند.


3-1- امور اخلاقی:

گاهی حتی پس از توافق بر سر امور واقع و معنای مفاهیم، باز در مورد نحوه ارزیابی اشخاص یا اعمالاتفاق نظر وجود ندارد.در این حالت،در مورد ارزش، یا آنچه امر اخلاقی به معنای دقیق تر کلمه می خوانیم، عدم توافق وجود دارد.


مثال: در مثال قبل،حتی اگر خانم و آقای پژوهشگر توافق داشته باشند که ماده فرآیند جدید برای سلامتی زیان ندارد، باز ممکن است بحث کنند که آیا باید این ماده جدید را در معرض توجه سرپرست خود قرار دهند یا نه.در این حالت ممکن است توافق اخلاقی نداشته باشند. ممکن است آقای پژوهشگر معتقد باشد که کارکنان حرفه ای موظف اند هر چیزی را که می تواند مسأله ساز شود به اطلاع سرپرستان برسانند،ولو این مسأله صرفا به روابط عمومی مربوط شود.در مقابل،خانم پژوهشگر ممکن است معتقد باشد که کارکنان هیچ وظیفه ای ندارند که اموری را که زیانی برای سلامت یا ایمنی کارکنان یا جامعه ندارد مطرح کنند.


2- اقسام مسائل اخلاقی(از نظر سختی حل آن)

امور اخلاقی معمولا از دو مقوله اند: تعارض و مرزبندی.

تعارض( یا دوراهی) وقتی است که به دلیل تعهدات متعارض ، به سمت تصمیمات متفاوت کشانده می شویم.انجام این تعهدات اگر غیر ممکن نباشد،لااقل دشوار است.

در تعارض، مسایل ،سه گونه اند:


1-2)گزینش آسان:

گاهی یکی از تعهدها،آنقدر مهم تر از تعهدهای دیگر است که به آسانی می دانیم چه باید بکنیم.باید تعهد مهمتر را انجام دهیم، ولو تعهدهای دیگر را انجام ندهیم.


مثال: می توانید محصولی را چنان طراحی کنید که تولید آن بسیار ارزان تر تمام می شود(در نتیجه برای شرکتتان سودآورتر باشد)، اما ایمنی آن برای مصرف کننده بسیار کمتر باشد. در عمل هم محصول ارزانتر سبب مرگ و میر بیشتر می شود. در اینجا انتخاب شما آسان است: نباید محصول را این گونه طراحی کنید.تعهد در قبال سلامت جامعه، تعهدتان را در مورد کمک به سودآوری کارفرما تحت الشعاع قرار می دهد.


2-2)راههای خلاقانه بینابینی:

گاهی تشخیص سخت تر می شود. با تعهداتی مواجه می شویم که اهمیت کمابیش مساوی دارند و تصمیم گیری دشوار است.

اگر فرد بخواهد تعارضات را به شیوه متعارف حل کند، بخشی از تعهدات زیر پا گذاشته می شوند و بالطبع افراد یا گروه هایی خسارت خواهند پذیرفت. اما راه حل های بینابینی  در دنیای واقعی بهترین راه حل هایی است که در اختیار ماست.

این راه حل ها خلاقانه اند. فرد به جای پذیرش یکی از دو راه متعارض و ردّ راه دیگر، با تقلای ذهنی خلاقانه ی خود  به دنبال گزینه ای است که بتواند مصالحه و سازگاری میان تعهدات مختلف به وجود آورد. 


3-2) گزینش دشوار:

گاهی در موقعیت هایی قرار می گیریم که با چند تعهد اخلاقی مواجه می شویم و همه این تعهدها اهمیت تقریبا برابر دارند.در ضمن نمی توانیم راه حل بینابینی پیدا کنیم.در این حالت، با وضعیتی مواجه می شویم که آن را گزینش دشوار می نامیم.یعنی هیچ راه آسانی وجود ندارد که تصمیم بگیریم چه کنیم. زیرا هر تصمیمی که بگیریم به ضرر برخی ملاحظات مهم اخلاقی تمام می شود.

گزینش دشوار مخصوص وضعیت هایی است که در آن هرکسی آسیب می بیند. ما باید یاد بگیریم که چگونه از مواجه شدن با گزینشهای دشوار و موقعیت های غم انگیز آن اجتناب کنیم.

مثال: مهندسی که اگر جامعه را از مخاطرات جدی باخبر کند،شغلش را از دست می دهد و تعهدهایش در قبال تأمین خانواده ی خویش نیز جامه عمل نمی پوشد.


3-حل مسایل اخلاقی

ما مهندسین به روش حل مسأله کاملا آشنا هستیم . حل مسائل اخلاقی کاملا شبیه حل مسائل طراحی در مهندسی است. لازمه این کار، دقت، نظم و مرحله به مرحله گام برداشتن برای زدودن ابهام ها وتاریکی ها و در انتها کشف مسؤولیتها و روشنایی هاست.


مسیر کلی :ابتدا باید بررسی کنیم که مسأله ی ما از نوع گزینش آسان است یا خیر. اگر هیچ گزینش آسانی وجود نداشته باشد،کار را از مطلوب ترین راه حل های بینابین آغاز می کنیم.اگر راه حل های مطلوب میسر نبود، به سراغ راه حل های نامطلوب تر می رویم. و سرانجام چنانچه هیچ راه حل بینابینی پیدا نشد، به گزینش های دشوار می رسیم.


1-3)تقسیم مسأله به اجزای آن(طبق بند 1) و جمع آوری اطلاعات راجع به آنها

ابتدا مسأله را به سه قسمت امور واقع،امور مربوط به معانی الفاظ و امور اخلاقی بخش بندی کرده و اطلاعات خود را در این موارد جدا کرده و مرور می کنیم.

گاهی مسائل مربوط به تصمیم گیری اخلاقی به ناآگاهی ما از تمامی جنبه های موضوع ربط دارد.امکان دارد که حقایقی وجود داشته باشد که ما لازم است بدانیم. در این مرحله برای کامل کردن اطلاعات لازم است سؤالاتی مطرح کنیم تا اطمینان پیدا کنیم اطلاعاتمان راجع به سه قسمت مذکور  کامل است.

شاید  ما معنای بعضی اصطلاحات یا مفاهیم مهم را به خوبی ندانیم. یا با کاربرد آنها در موقعیت های خاص و مصادیق آن آشنا نباشیم.


 2-3)بررسی : آیا با روشن شدن موضوعات و مفاهیم، تعارض حل می شود ؟


چنانچه تعارض مربوطه مبتنی بر ابهام در موضوع یا مفاهیم بوده باشد، با انجام مرحله قبل ، تعارض رفع می شود. در اینجا به اصطلاح می گوییم ، تعارض صوری یا موقت بوده است. ولی گاهی اتفاق می افتد که حتی با رفع ابهام در موضوعات و مفاهیم، تعارض همچنان پابرجاست. در این حالت می گوییم تعارض، حقیقی یا مستقر است.به عبارتی در این حالت، دو یا چند اصل اخلاقی با هم تعارض پیدا می کنند. ما همیشه می خواهیم همه اصول اخلاقی را رعایت کنیم، ولی در موقعیت های اینگونه، اصول با هم تلاقی کرده اند و نفی یگدیگر را خواهانند.


3-3)بررسی:آیا راه حل های بینابینی وجود دارد؟ در صورت وجود، تعیین و اولویت بندی راه حل ها

هر چند اصول اخلاقی آشتی ناپذیر می نمایند، ولی از آن جایی که همه آنها دارای اهمیت هستند، باید به دنبال آن باشیم که راه حل یا راه حل هایی پیدا نماییم که هیچ کدام از آنها نقض نشود یا حداقل اصول کم اهمیت تر را نقض کند.

این راه حل ها، از حبث مطلوبیت، دارای مراتب متفاوتی است. به طور طبیعی راه حلهای بینابینی ای در اولویتند که هیچ اصلی را خدشه دار نکنند.بعد از آنها راه حل هایی مطرح می شوند که یک یا چند اصل از اصول متعارض را نقض می کنند.

بعضی از این راه حل ها ممکن است عملی نباشند. و برخی ممکن است از لحاظ اخلاقی مناسب تر از دیگران باشد.


4-3) گزینش دشوار

چنانچه نتوانستیم راه حل بینابینی پیدا کنیم. یا پیدا کرده ایم و آنها را آزموده ایم ولی دریافته ایم که به نتیجه موفقیت امیز نمی رسند، هر تصمیمی می گیریم به ضرر اصل یا اصول اخلاقی مهم تمام می شود. در این موقعیت خاص  باید ببینیم چه راه حل هایی داریم. فرق این راه حل ها با راه حل ها در روش قبلی آن است که در این راه حلها ما می دانیم که اصول اخلاقی مهم نقض می گردند. ولی سوال آن جاست که ما کدام اصل اخلاقی را نقض کنیم و کدام را حفظ نماییم؟

معیار اهمیت اصل اخلاقی نسبت به اصل دیگر چیست؟

باید گفت جواب به این سوال اصلا ساده نیست. ممکن است افراد به این سوال جواب های متفاوت بدهند. ولی آنچه مهم است آن است که قضاوت های ما باید مبتنی بر استدلال صحیح باشد.


آیا ملاک اهمیت اصلی بر اصل دیگر، وجود منفعت نوعی بیشتر آن اصل بر اصول دیگر است؟ در آن صورت ملاک آن خیر چیست؟ و ..

آیا با تحلیل عقلی  می توان اصلی از اصول اخلاقی را الأهمّ فالأهم کرد؟ نقش اخلاق دینی(نقلی) در اینجا چیست؟ نظر نقل راجع به اصول اهمّ چیست؟


این سوالات نمونه سوالاتی هستند که در موقع گزینش دشوار اتفاق می افتند و نمی توان انتظار داشت که مهندس حرفه ای بدون هرگونه تخصص اخلاقی جوابگوی ان باشد.

در این حالت نیاز است که گروهی شامل متخصصین اخلاق(فلسفی)، کارشناسان دینی(اخلاق اسلامی)، و مهندسان حرفه ای جوابگوی سوالات مهندسان برای گزینش راهی از راه های متصور باشند. گروهی که وظیفه ای جز بررسی و جوابگویی به سوالات مهندسین برای گزینش دشوار ندارند. 

انجمن ملی مهندسان آمریکا این نقش را به هیأتی به نام هیأت بررسی اخلاقی(ber) داده است و این هیأت حدود نیم قرن است که به سوالات مهندسین حرفه ای آمریکا پاسخ می دهد.(در نوشته های قبل در مورد این هیأت توضیح داده ام.)


امیدوارم روزی مسؤولین جامعه مهندسی کشور از جمله وزارت خانه های صنایع و کشاورزی و ..، انجمن های مهندسی و  دانشگاه های مهندسی، از خواب غفلت بیدار شوند و با کمک و یاری هم به راه اندازی ساختارهای سهیم در ایجاد و رشد اخلاق مهندسی در کشور کمک کنند.