X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مطالبی درباره اخلاق مهندسی

در این صفحه سعی می شود اطلاعاتی راجع به این شاخه علمی به تدریج ارائه شود.

طرح مسأله: آیا در جامعه اسلامی، استقلال (Autonomy) در حل مسائل اخلاق کاربردی مورد پذیرش است؟

پنج‌شنبه 15 خرداد‌ماه سال 1393 09:54 ق.ظ نویسنده: علی دیزانی نظرات: 1 نظر چاپ

موضوع مورد نظر در این یادداشت، اگرچه در کل شاخه های اخلاق کاربردی مطرح می شود، ولی حقیر مورد را به طور خاص در اخلاق مهندسی( حرفه ای) طرح می کنم.

مقدمه:

اخلاق کاربردی در دوره جدید خود( برخی عمر اخلاق کاربردی در شکل جدید را به سه دوره تقسم می کنند) بر ایجاد استقلال برای فاعل اخلاقی تأکید می کند.

نمونه این تأکید را در عبارت ذیل مشاهده می کنید:

«در دیدگاه ما هدف مطالعه اخلاق مهندسی این است که توانایی شخص برای حل تعارضات اخلاقی در مهندسی ارتقا یابد.هدف نهایی، افزایش استقلال(حودمختاری) اخلاقی است. خودمختاری به معنای استقلال یا اختیار تصمیم گیری در کارها است.خودمختاری اخلاقی می تواند به توانایی یا عادت تفکر منطقی در مورد مسائل اخلاقی بر اساس حساسیت های اخلاقی اطلاق شود.»(مارتین،مایک دبلیو، شینزینگر،رونالد. اخلاق در مهندسی)

  برای توضیح مطلب مورد نظرم از یک مسأله در اخلاق حرفه ای شروع می کنم. 


 -نمونه یک مسأله اخلاق حرفه ای و روش حل آن

مدیر شرکتی که تأمین کننده نیارهای کارخانه شما است، به شما که مدیر بخش بازرگانی کارخانه خود هستید، به مناسبت بازدید شما از شرکت آنها به رسم یادگار، بسته هدیه ای به شما تقدیم می کنند. در این بسته، سوغاتیهای آن شهرستان، مثلا شیرینی و یک پارچه دستبافت است. پارچه به نظر گران قیمت می آید. از مغازه دار سوال می کنید. قیمت آن حدود 300 هزار تومان است. مدیر مربوطه چه کار کند؟ آیا این یک رشوه است؟ یا آن که هدیه است که پذیرش آن مجاز و چه بسا مستحب است؟ آیا اگر احتیاطا هدیه را برگرداند، خلاف عرف روابط تجاری عمل نکرده است؟ این کار او می تواند به کل رابطه کارخانه و شرکت مذکور صدمه بزند.

اخلاق کاربردی در این موارد سعی دارد از منابع و روش های خود کمک بگیرد تا بتواند روش تصمیم گیری درست را به مهندس مسأله نشان بدهد.

در این جا، اگر من بخواهم مسأله را حل کنم، از روش هریس کمک می گیرم. ابتدا موضوعات امور واقع، مفهومی و اخلاقی را شناسایی و تبیین می کنم. در این راه از تکنیک های روشی همچون خط کشی،رسم نمودار و آزمون نیویورک تایمز بهره می گیرم. از منابع ممکن معرفی شده در حوزه اخلاق مهندسی نیز کمک می گیرم. همچون کدها و نظریات اخلاقی.

اگر به دوراهی سختی برسم سعی می کنم بر حسب شرایطی که اخلاق مهندسی می گوید، از وظیفه گرایی و فایده گرایی برای تعیین اولویت بهره ببرم.

در آخر، در تصمیم گیری نیز می دانم که این جواب، جوابی کاملا درست و ایده آل نیست. چون همه کتاب های اخلاقی می گویند نباید انتظار داشته باشیم که می توانیم راه حل ایده آل را تشخیص دهیم. بلکه می توان به تصمیماتی رسید که اگر چه ایده آل نیست ولی حداقل رضایتبخش است. ( به نوشته های کارولین ویت بک در تشبیه مسایل اخلاقی به مسایل طراحی مهندسی توجه کنید.)

حال سوال این است که اگر مهندس مسلمان مثال ما، با این منابع و روش ها نتیجه گرفت که این هدیه، مقبول است و مجاز؛ آیا می تواند مبتنی بر منابع اخلاقی(عموما کدها و منشورهای اخلاقی) و روش های نامبرده، بگونه ای مستقل و خودمختارانه ، هدایا را بپذیرد؟ آیا او می تواند مطمئن شود که خروجی این فرآیند استدلال فردی، یعنی پذیرش هدیه، مبتنی بر مسوولیتهای اوست و تصمیمی درست وصحیح است؟


اقسام مسؤولیت های یک فرد حرفه ای مسلمان

برای شروع در بررسی این سوال، کمی به اقسام مسوولیت ها توجه می کنیم. در کتاب های اخلاق حرفه ای، در مطالب مربوط به مسوولیت اخلاقی، نویسندگان عموما مطرح می کنند که یک فرد حرفه ای چند مسوولیت دارد. از جمله مسوولیت قانونی، مسوولیت اخلاقی و مسوولیت شغلی. مسوولیت اخلاقی نیز تحت عنوان مسوولیت شخص در قبال عقل و وجدان معرفی می شود. مثلا هیچ انسانی نمی پذیرد که حتی به صورت قانونی، به انسانی صدمه بزند.

در این راستا، دکتر احد فرامرز قراملکی در راستای اصلاح مطالب فوق، در کتاب اخلاق حرفه ای خود مسوولیت شرعی را هم اضافه می کند. چرا که ما اعتقاد داریم در قبال خدای متعال  دارای مسوولیت می باشیم.

به عبارتی من به عنوان یک انسان- بگویم یک مسلمان- وظیفه دارم با توجه به احکام اسلامی- که بیانگر ارزشهای افعال اختیاری انسان است، تصمیم گیری کنم. 


استقلال در تشخیص مسوولیت شرعی

اگر به وجود چنین مسوولیتی اذعان کنیم، حال باید دید می توان برای تشخیص آن استقلال داشت؟

 من برای آگاهی به احکام شرعی سه راه دارم. یا باید متخصص استنباط احکام باشم، یعنی مجتهد باشم و بتوانم از منابع دینی، احکام را شناسایی کنم؛ یا باید احتیاط نمایم. یعنی به گونه ای رفتار نمایم که هیچ گاه احتمال ندهم که   مسوولیت شرعی ام را  انجام نداده ام؛ و یا از اعلم متخصصین فقه- مجتهدین- تقلید نمایم.

این تقلید به شکل معمول در مسائل ساده،با مراجعه و آشنایی با کتب توضیح المسائل فقها تحقق می یابد، و در مسائل مشکل- همچون تعارضات- با اسفتاء از آن مجتهد. این استفتائات به طور عمومی به صورت کتبی و حتی شفاهی و جدیدا با راه اندازی سایت های اینترنتی توسط دفاتر مراجع دینی انجام می پذیرد. گاهی نیز این اسفتائات به صورت کتاب نیز چاپ می شود.

بر این اساس می توان گفت در حوزه مسوولیت شرعی، ما مفهومی به عنوان استقلال و خود مختاری در تصمیم گیری نداریم. ( مگر در مواردی که فرد، به اجتهاد برسد). یعنی علم به مسوولیت با سوال از افراد دارای صلاحیت شکل می گیرد. جالب آن است که در این پارادایم، اگر مجتهد در پاسخ گویی به سوال، اشتباه کرد،در صورت رعایت امور لازم در استنباط، معذور است. هم او و هم مقلد. یعنی به هر حال آنها مسوولیت شرعی خود را انجام داده اند.

 حال می رسیم به مساله اصلی خود.


بررسی امکان استقلال در تصمیم گیری مسوولانه

آیا من می توانم با خودمختاری خود، تعیین کنم که رفتاری صحیح است و به آن عمل کنم؟

به نظر می رسد که جواب منفی است. من باید احراز کنم که در موضوع مورد نظر، مسوولیت شرعی من همان است که این منابع و روش های اخلاقی نتیجه می دهند. و چون در حوزه شرعی مقلد هستم، بنابر این باید به مجتهد مراجعه کنم. و تا مطمئن نشوم که مسوولیت شرعی من چیست، نمی توانم اقدام به عمل نمایم.

البته بماند این نکته که چه بسا من با فهم حکم شرعی فعل خواهم فهمید که این منابع و روش ها خطا کرده اند یا خیر. به عبارتی بین محصول اخلاق کاربردی و حکم فقهی رابطه عرضی نیست. بلکه رابطه طولی است . یعنی اگر حکم آن باشد که این هدیه، هدیه نامقبول و یا رشوه است، نمی توان اظهار کرد که از حیث اخلاقی پذیرش این هدیه مقبول و از حیث شرعی نا مقبول است. بلکه نتیجه می گیریم چون خداوند می فرماید نا مقبول است، پس حتما از حیث اخلاقی نامقبول است. چون از حکم خداوند وجود مفسده ای در موضوع کشف می شود.(برخلاف نظریه امر الهی)

بنابراین اگر بخواهیم به مثال اول بحث برگردیم، باید گفت اگر نتیجه حل مسأله اخلاقی مذکور با کمک از منابع،روش ها و تکنیک ها، مجاز بودن دریافت هدیه باشد، ولی باید با توضیح موضوع، از مجتهد استفتاء کرد و مطابق با فتوی تصمیم گرفت.

*****

نتیجه گیری:

بنابراین به نظر حقیر می رسد هدف استقلال و خود مختاری در اخلاق کاربردی، در جامعه اسلامی، موضوعیت ندارد؛ همان گونه که این هدف در حوزه فقه اسلامی برای عموم مردم مورد توجه نیست. البته می توان به همان میزانی که در فقه به مکلفین استقلال داده می شود( همچون جاری ساختن برخی قواعد فقهیه در زندگی روزمره)، به اخلاق نیز در برخی مسائل استقلال داد. و این همان تفاوت مهمی است که بین شریعت مداران و دیگرانی وجود دارد که یا به خدا اعتقاد ندارند و یا دارای شریعت نیستند و یا شریعت را تنها در حوزه ارتباط انسان و خدا می دانند و نه با دیگران.

این میزان از سخن تنها برای طرح مساله بود. با بررسی و تأمل بیشتر می توان مساله را به نحو مناسب مورد کنکاش قرار داد. متشکرم