X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مطالبی درباره اخلاق مهندسی

در این صفحه سعی می شود اطلاعاتی راجع به این شاخه علمی به تدریج ارائه شود.

مقاله: «تأملی در اخلاق مهندسی» از دکتر داوری اردکانی

جمعه 16 اسفند‌ماه سال 1392 10:07 ب.ظ نویسنده: علی دیزانی نظرات: 0 نظر چاپ

     اخلاق چیست؟ اخلاق به مجموعه یی از قواعد عمل اطلاق می شود که رعایت آنها الزام قانونی ندارد اما حسن شمرده می شود. رعایت نکردنش هم گرچه مستوجب بازخواست و مجازات نیست سرزنش و شاید پشیمانی و شرمساری در پی دارد. به عبارت دیگر اخلاق در جایی پدید می آید که شر و گناه وجود دارد و باید میان خیر و شر یکی را برگزید. با توجه به این معنی اخلاق مقام آزادی فردی و شخصی است و در طرح آن اختیار و آزادی به عنوان اصل پذیرفته شده است. تعریف یا وصف اخلاق را به اعتبار دیگر می توان مجموعه قواعد و دستورالعمل هایی دانست که هم راهنمای عمل است و هم ملاک حکم درباره آن. بی آنکه این حکم رسمیت و ضمانت اجرا داشته باشد.

 

  در جهان قدیم در مورد حرفه ها و مشاغل جز در پزشکی دستورالعمل اخلاقی سراغ نداریم و اگر دستورالعملی بوده رعایت آنها غالبا الزام قانونی داشته است. فی المثل کم فروشی و استفاده از مواد و مصالح بد در تولید و صنعت و عرضه کردن کالاو خدمت بد و بیجا به جای خوب و مناسب، خلاف اخلاق است اما مجازاتش صرف عذاب وجدان نیست، بلکه از جهت دینی و قانونی نیز گناه و خلاف و گاهی جرم مستوجب مجازات های بزرگ تلقی می شود. حتی علم و شغل پزشکی هم که از قدیم قواعد اخلاق داشته است اکنون بسیاری از قواعدش در زمره قوانین حقوقی و جزایی درآمده است و اگر پزشک از آنها تخلف کند مورد مواخذه نظام پزشکی یا تعقیب قضایی قرار می گیرد.


در کار مهندسی هم مثل دیگر کارها و مشاغل دستورالعمل هایی هست که اگر به درستی اجرا نشود کارفرما کوتاهی کننده را بازخواست می کند و اگر کارفرما و مهندس هر دو با هم قصور یا تقصیر کرده باشند (و این تبانی تخلف دوم از دستور اخلاق است) مرجع دیگری هست که اگر از این تخلف و تبانی خبردار شود بازخواست می کند. پس مهندس یا درست و دقیق کار می کند که وظیفه شغلی و علمی خود را انجام داده است یا مسامحه کار است که در این صورت مورد بازخواست قرار می گیرد. تا اینجا دستورالعمل های اخلاق مهندسی غالبا قواعد حقوقی است. گویی در دنیای علم تکنولوژیک و مهندسی، اخلاق و حقوق به هم می رسند یا چندان به هم نزدیکند که مرز آنها را به آسانی نمی توان تشخیص داد.

ولی باید پرسید پس چرا در زمان ما اندیشه اخلاق مهندسی پیش آمده است. آیا اخلاق مهندسی برای این طرح شده است که مهندسان تکلیف اخلاقی خود را نمی دانند و ادا نمی کنند. مگر در کار مهندسی بی اخلاقی رواج و شیوع پیدا کرده است که به اخلاق مهندسی باید متوسل شد. عصر ما عصر بی اخلاقی است. اما این بی اخلاقی اختصاص به قلمرو مهندسی ندارد الااینکه چون عصر بی اخلاقی و عصر مهندسی یکی شده است در کار مهندسی هم که با دقت ریاضی صورت می گیرد و بی اخلاقی در آن گران تر تمام می شود، قهرا کسانی نگران بی اخلاقی شده اند. ولی این بی اخلاقی بی اخلاقی مهندسان نیست بلکه بی اخلاقی منتشر در هوای جهان و شاید بی اخلاقی نظمی است که مهندسان در درون آن و به پیروی از آن کار می کنند و متاسفانه هوای بی اخلاقی در جهان توسعه نیافته سنگین تر است. این نظم را با وعظ و اندرز و درس اخلاق نمی توان اخلاقی کرد. هرچند که شاید میل به اخلاقی کردن کار جهان و دعوت مردمان و از جمله مهندسان به اخلاق و رعایت قواعد اخلاقی نشانه زنده بودن نیروی اخلاق و امید به آینده اخلاقی باشد و کسی که در جست وجو و تحقیق است که بداند اخلاق مهندسی چیست به این آموزگاران اخلاق احترام می گذارد و اگر اهل فلسفه باشد، سعی می کند که از اخلاق مهندسی چیزی دریابد و یاد بگیرد.

 

مشکل این است که آیا تکنیک جدید وسیله و ابزاری است که در هر زمان می توانسته است پدید آید و همه همیشه می توانسته اند و می توانند آن را هرطور که بخواهند برای رسیدن به هر مقصودی به کار برند. مفید و موثر بودن تکنولوژی در زندگی جای چون و چرا ندارد. در این هم که تکنیک های قدیم ابزاری برای رسیدن به مقاصد معین بوده اند و تکنولوژی جدید نیز کاربرد دارد چون و چرا نمی کنیم. اما تکنیک جدید صرفا وسیله یی در اختیار ما نیست بلکه زندگی ما به آن بسته شده و با آن نظم یافته است. خور و خواب و نشست و برخاست و کار و تفریح و مدرسه و اداره و دانشگاه و بازار و معاملات و مناسبات زمان ما با تکنیک میزان می شود و ما تا زمانی که جهان مان دگرگون نشود نه می خواهیم و نه می توانیم این بستگی را تغییر دهیم. این گفته که تکنیک وسیله است و نباید در راه ویرانی و تباهی به کار رود و از آن باید برای خیر و صلاح دیگران استفاده کرد سخن خوب آرامبخشی است اما به سخن آرامبخش دل نباید خوش کرد زیرا وقتی بیماری ناشناخته باشد پناه بردن به داروی آرامبخش شاید خطرناک باشد زیرا خطر را می پوشاند. به نظر می رسد که ما گاهی نه صرفا در سیاست بلکه در نظر نیز مسائل بزرگ و کوچک را با هم خلط می کنیم و بزرگ را کوچک و کوچک را بزرگ می انگاریم. در همه کار و به طریق اولی در کار دانش و تکنیک اصل باید این باشد که مسائل در جای خود قرار گیرد و معلوم باشد که در هر زمان چه کارهایی مقدم است.

 

نخستین درس اخلاق در قلمرو علم و تکنولوژی و سیاست باید این باشد که اصحاب علم و فناوری ناتوانی ها و توانایی های خود را بشناسند و با امکان های زمان و جهانی که در آن به سر می برند، آشنا باشند. مشکل را سهل نینگارند و محال و ممکن را با هم اشتباه نکنند. اختیار و آزادی آدمی نیز بستگی به این آگاهی ها و خودآگاهی ها دارد. کسانی که به اخلاق مهندسی می اندیشند قاعدتا باید به خودآگاهی در جهان تکنیک رسیده باشند و نسبت خود و مردم زمان خود را با تکنیک بدانند. طرح اخلاق مهندسی با درک این نسبت ممکن می شود. آیا ما به این نسبت تاکنون اندیشیده ایم؟ درست است که اخلاق در زمره مشهورات و مسلمات است و معمولادرباره عمل اخلاقی فکر و حکم نمی کنند اما بنای اخلاق را بر اساس مشهورات نمی توان قرار داد.

 

اخلاق مهندسی هم ابتدا و پیش از آنکه تدوین تفصیلی پیدا کند و قواعد مسلم و مشهور داشته باشد باید بر مبانی و اصولی تاسیس شود و سپس احکام آن تدوین یابد و مقبولیت پیدا کند. ما به کم مشهور پذیرفته ایم که تکنیک وسیله و ابزار است اما درباره این حکم کمتر فکر کرده ایم و از این حیث قابل ملامت هم نیستیم زیرا اولااشیای تکنیک را به کار می بریم و مصرف می کنیم. ثانیا اگر تکنولوژی را وسیله ندانیم باید آن را بیرون از قدرت و اختیار خود بدانیم و این برای بشری که خود را نه مظهر قدرت بلکه موضوع علم و عمل و عین قدرت می داند حکمی نامطلوب و شاید غیرقابل تحمل باشد. ولی هر حکم نامطلوبی نادرست نیست. درست است که ما می خواهیم تکنولوژی و هر چیز دیگر را در اختیار داشته باشیم اما به صرف خواستن، تکنولوژی در اختیار و در ید قدرت ما قرار نمی گیرد.

 

تکنولوژی جدید کاربرد دارد اما در جهان ما چنان نیست که اشیای تکنیک درست مثل وسایل دنیای قدیم و قبل از تجدد، همه برای کاربرد معین و رفع نیاز خاص پدید آمده باشد. جهان تکنیک جدید از نظم و قانونی مستقل از روانشناسی ما پیروی می کند که خوب است ما نیز آن نظم و قانون را که با نظم حرفه یی دنیای قدیم به کلی تفاوت دارد، بشناسیم. شاید کنار آمدن با سیر تکنیک و دمسازی با روح آن مقدمه یی باشد برای اینکه تکنیک هم اندکی حرف و سخن و اندرز و خواهش ما را بشنود. خلاصه بگویم تکنیک صرف وسیله نیست و گاهی چرخ آن بر وفق آرزو و مصلحت ما نمی چرخد. باید قانون این گردش را شناخت و با آن از در گفت وگو درآمد. در این صورت شاید بتوان طرح اخلاق مهندسی را درانداخت. به عبارت دیگر فهم معنی اخلاق مهندسی باید مسبوق به تفکر تکنیک و درک ذات آن باشد. در سال های جنگ دوم جهانی فیزیکدانان در امریکا و اروپا (مخصوصا آلمان) در اندیشه ساختن بمب اتمی بودند و چنان که هایزنبرگ حکایت می کند آن را وسیله یی برای پایان دادن به جنگ می دانستند. در آن سوی اقیانوس اطلس دانشمندانی که به روزولت نامه نوشتند و خبر امکان تهیه سلاحی را به او دادند که با آن می توان تکلیف جنگ را یکسره کرد، پس از هیروشیما پریشان و پشیمان شدند.

 

کشف علمی و حتی اختراع و ساختن وسایل تکنیک به اقتضای پیشرفت پژوهش صورت می گیرد. مسائل علم را دانشمندان جعل نمی کنند بلکه آن را می یابند و اگر یافتند از کنار آن نمی توانند رد شوند. به قول هایزنبرگ اگر اینشتین نظریه نسبیت را کشف نکرده بود شاید شخص دیگری و احتمالاپوانکاره یا لورنتس دیر یا زود آن را کشف می کردند. «اگر هان شکافت اورانیوم را کشف نکرده بود شاید فرمن یا ژولیو چند سالی بعد به آن دست می یافتند. شخص پیشرو جز انجام دادن وظیفه یی که به عهده دارد کاری نمی کند...» او همچنین از قول کارل فریدریش آورده است که «گالوانی و ولتا کوچک ترین تصوری از تحولات بعدی مهندسی برق نداشتند و نمی توان از بابت استفاده های درست یا نادرستی که از تحولات بعدی شده است ایشان را مسوول دانست». معهذا این سودا یا اندیشه که علم را می توان به راهی برد که یکسره در خدمت تامین صلاح و مصالح آدمی باشد نه فقط وجود دارد بلکه چون خوشایند طبع ما است به آسانی آن را می پذیریم هرچند که حتی یک مورد را نتوانیم نشان دهیم که عاملی از خارج مسیر علم را تغییر داده باشد. در این باب اختلاف و بحث به جایی نمی رسد. هرکس می گوید علم و تکنولوژی را می توان به راهی که اخلاق حکم می کند، آورد و آن را در عین حال وسیله رفاه مادی و کمال معنوی قرار داد باید حسن نیت او را ستود و از او خواست که خود تا می تواند ادای این وظیفه بزرگ را به عهده بگیرد نه اینکه فرمان بدهد که دیگران و دیگرانی که احتمالاخود را عاجز می دانند علم و تکنولوژی را منقاد دستورالعمل های خاص کنند.

 

علمی که طبیعت را تصرف می کند هم ویرانگر است، هم سازنده. این تمنا که علم و تکنولوژی صرفا صلاح اندیش و آبادگر باشد تمنای خوبی است    (و بازمانده سودای بهشت زمینی قرن هیجدهم اروپاست) اما محال به نظر می رسد. معهذا از اخلاق مهندسی نباید روگرداند. اگر این اخلاق بتواند پیشرفت های علم و تکنولوژی را از چشم انداز آینده و در نسبتی که با حوادث و پیشامدهای دیگر پیدا می کند در نظر آورد حداقل پیوندی میان اخلاق و علم پدید می آورد. اکنون اگر از ما بپرسند که آیا به درستی می دانیم که چه می خواهیم بشویم و در چه عالمی دوست داریم زندگی کنیم شاید پاسخی روشن نداشته باشیم. یکی از موجه ترین پاسخ ها همان است که آن اقتصاددان آلمان در نوشته یی به نام کوچک زیباست عنوان کرد کوچک زیباست. اما چرا کسی به سخن او گوش نکرد و به سوی زیبای کوچک یا کوچک زیبا نرفت.

 

آیا همه اینها نشان آن نیست که تکنیک نه اینکه از نصیحت خوشش نیاید اصلاگوش نصیحت نیوش ندارد. پس بهتر است آدمی به خود بازگردد و به فکر خویش باشد و به جایگاه و آینده خود در نسبت با تکنیک فکر کند و توقع نداشته باشد که جهان به میل و تمنای او سر فرودآورد اگر در شرایط کنونی آموزگاران اخلاق مهندسی نمی توانند تصویری از گردش چرخ جهانی طراحی کنند و به همکاران شان بیاموزند که در مواقع خاص چگونه به نتایج و آثار خوب و بد کارهایشان را پیش بینی کنند و در مورد آنها تصمیم بگیرند باید آموزش های خود را کمال ببخشند. آموختن مشهورات اخلاق خوب است اما کار جهان با آن به صلاح نمی آید.

 

اخلاق مهندسی در قدم اول باید بتواند خوی تواضع در مخاطبانش پدید آورد یا اگر این خوی وجود دارد آن را راسخ تر کند. اخلاق مهندسی باید مهندسان را متذکر سازد که در عالم کنونی کارشان، دگرگون ساز نظم زندگی است و این گاهی مفید و سازنده است و گاهی مضر و ویرانگر. پس خوب است که ملتفت آثار و نتایج کار خود باشند. همین تذکر و خودآگاهی جان را صفا می دهد و حتی در بهبود کار علمی- تکنیکی اثر می گذارد آدمی بسیار خودبین و مغرور شده است. اخلاق باید بتواند این خودبینی و خودرایی را که با جان آدمی درآمیخته است درمان کند. آیا اخلاق مهندسی می تواند پادزهر بلای جانفرسای خودبینی و غرور باشد.

* این یادداشت بخشی از یادداشت های سخنرانی در کنفرانس آموزش مهندسی در دانشگاه صنعتی شریف است