X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مطالبی درباره اخلاق مهندسی

در این صفحه سعی می شود اطلاعاتی راجع به این شاخه علمی به تدریج ارائه شود.

خاطره (2) : سخن کز دل برآید....

پنج‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1390 11:53 ب.ظ نویسنده: علی دیزانی نظرات: 0 نظر چاپ

روز چهارشنبه هفته قبل،طبق دعوت سازمان نظام مهندسی در جلسه رؤسای سازمان های نظام مهندسی ساختمان کشور شرکت کردم.قرار بود 20 دقیقه ای در ابتدای جلسه از اخلاق مهندسی بگویم. قبل از شروع جلسه از یکی از مدیران جلسه پرسیدم سخن انتقادی که ایراد ندارد ؟ گفت نخیر. خیلی هم خوب است. البته انتقاد را می توان به دو شکل گفت و ... لبخندی زدم. گفتم بله البته.



اعضای جلسه آمدند. بعضی ها معرفی شدند. مثل رییس نظام قزوین و اردبیل.

سخنم را با تعریف و هدف اخلاق شروع کردم . چارچوبی از محتوای اخلاق مهندسی را ارائه کردم و به جایگاه این رشته در سازمان های حرفه ای مهندسی در آمریکا و اروپا اشاره کردم. وبعد گفتم این در حالی است که ما حتی یک کد اخلاقی مصوب در کشور نداریم. از اخلاق حرفه ای در ایران باستان گفتم و از منابع غنی اسلامی یاد کردم و این که در دوران جدید ما هیچ کاری نکرده ایم. از دانشگاه ها گفتم که فلسفه اخلاق و اخلاق هنجاری و اخلاق معاشرت و اخلاق خانواده می خوانند ولی از اخلاقی که باید در حرفه استفاده کنند چیزی نمی دانند. از کتاب درسی ای گفتم که اخلاق مهندسی نیست.از کتاب خوبی یاد کردم که تنها کتاب درخور این شاخه است،ولی مترجمانش علاوه بر فن ترجمه، از اخلاق چیزی نمی دانسته اند.و از مصوبه وزارت مسکن که دوره اخلاق مهندسی برای ارتقاء و تمدید پروانه مهندسی  تصویب می کند، ولی نه متن درسی دارد و نه استاد. پیشنهاد کردم که سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور مرکز و یا پژوهشکده ای راجع به اخلاق مهندسی تأسیس کند و به وظایف حرفه ای خود عمل نماید.

در پایان گفتم می خواهم سخنانم را با حسنی خاتمه بدهم که حسن نیست. و  آن،این است که من امروز در کلاسم از مهندسی آمریکایی گفتم که برجی را در نیویورک نجات داد. کسی که با حس مسؤولیت، جان صدها انسان را دوباره خرید. ولی ناراحت بودم که چرا من نباید از مهندسین خوب ایرانی کشور عزیزم نام ببرم. و دلیل آن این است که شما آنها را به من و امثال من معرفی نکردید.

بعد از اتمام سخنم، آقای مهندس هاشمی- رییس سازمان نظام مهندسی- پس از تشکر ، آب پاکی را روی دستمان ریخت. که با وضعیت کنونی امکان تأسیس مرکزی برای اخلاق نیست.

هر چند چنین عکس العمل سریعی را نپسندیدم ، ولی به خود متذکر شدم که سازمان های حرفه ای ما به دلایل متفاوت، با مشکلات جدی مواجه هستند .

خواستم خداحافظی کنم. چند نوشته به دستم رسید. شماره تلفن و یا منبع علمی خواسته بودند. امیدوار شدم. خداحافظی کردم. در راه یکی از حضار جلویم را گرفت و ضمن ارائه کارت خود، با لبخندی به من گفت من با کمال میل آماده همکاری هستم. رفتار خوب ایشان-که بعد متوجه شدم استادیار یکی از دانشگاه های معتبر کشور است و در ضمن مسؤول کمیسیون آموزش-  نشاطی ببار آورد.بیرون از جلسه آقایی ضمن معرفی خود اعلام کرد من مهندس فیلی مدیر مسؤول نشریه شمس هستم. و آمادگی ام را برای چاپ مقالات اخلاق مهندسی اعلام می کنم. شما مقاله خوب معرفی کنید،ما ترجمه و چاپ می کنیم. رفتار ایشان قبل از هر چیز بوی دلسوزی و صمیمیت می داد. من هم در جواب گفتم  دربست در خدمت شما هستم. در حالی از ساختمان خیابان خدامی خارج می شدم که به سازمان نظام مهندسی ساختمان و مدیرانش خوشبین تر شذه بودم و به وجود آمدن این احساس که تا جدی شدن این رشته علمی فاصله زیادی نداریم. هنوز از محل دور نشده بودم که پیامکی رسید :  مشهد پیشنهاد گروه پژوهشی داد.

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لولا ان هدانا الله